
تقریبا یک ماه قبل با همسرجان به سمت شمال که بیشتر قصد خرید داشتیم رفتیم البته مدتیه که من کارم زیاد شده و نمیتونم اینجا زیاد بیام همسرجان هم عین پادشاهان به من یادآوری کرد که توی وب خیلی وقته ننوشتیم انگاری که عادت کردن من فقط بنویسم
برچسب:
نویسنده: سام ایمانی
همسرجانم خیلی زیبا نوشتی خیلی
خاطرات قشنگی با هم داریم
از خدا برامون صبر میخوام و حمایت
برچسب:
نویسنده: سام ایمانی
خدایا شکرت که این سفر را برای ما ارزانی داشتی، سفر زیارتی که هم خیلی وقت بود دلم میخواست هم اینکه با همسرجان بودم.
برچسب:
نویسنده: سام ایمانی
برچسب:
نویسنده: سام ایمانی
روزها و سالها گذشتند و میگذرند عجیبه که همه چی تغییر کرد و گذشته ها گذشت اما یه چیزی هرگز تغییر نکرد که و اون آرامشیه که ما دوتا هنوز هم کنار هم داریم. آرامشی که من مدیون تو هستم مدیون عشق پاک مون و بدونن غل و غش.
خدا را باز هم شاکرم که تو کنارمی و سلامتی
برچسب:
نویسنده: سام ایمانی
برچسب:
نویسنده: سام ایمانی
انشالله بازم قسمت بشه بریم
برچسب:
نویسنده: سام ایمانی